قتل خاشه هنرمند طناز افغانی  به دست طالبان

اندیشه و اعتقادی که تحمل لبخند و شادی در بین مردم جوامعش را نداشته باشد قطعا مراد و مریدانش بیماران لاعلاجی هستند که باید از کنارشان دور و مراقب بود که نابود نشویم. بحث کردن با این جماعت حماقت محض است .

تنها باید به انها گفت تو درست میگویی و رفت.

فیلمی که از او دیدم دردناک بود .

نظرمحمد ، مشهور به #خاشه یکی از کمدین های مشهور #افغانستان توسط طالبان دستگیر و در مقابل دوربین سیلی خورده و در اخر، شکنجه و تیرباران می شود.

این بازیگر مظلوم که جرمش تنها لبخند بر لبها اوردن بود آیا مستحق مرگ بود ؟

سالهاست مردم جهان و مخصوصا غربیان به این درجه از اگاهی رسیده اند که برای آرامش خود و اطرافیان باید با مدارا و بردباری در کنار هم زندگی کرد.

غیر از این رفتار یعنی نیستی و نابودی.

البته غرب به راحتی به این نکته دست پیدا نکرد.

سالها پس از دادگاههای تفتیش عقاید ، شکنجه ، زندانی ، تبعید و تکفیر شدن هزاران نفر به این ذهنیت رسید که برای ارامش خود باید به همه اندیشه ها احترام و باورهای غلط را کنار گذاشت .

کاش برخی از مدافعین جهان اسلام از تجربه های گذشته ادیان مختلف عبرت میگرفتند .

سالهاست امثال طالبان و داعش برداشتهای غلطی از انقلاب و مبارزه و انقلابی بودن دارند و این رفتار نشات گرفته از گذشته است .

چون سرزمینهای مسلمانان در طول تاریخ ، تحت سیطره ی خلفای جائر و پادشاهان مستبد بوده، اخلاق اشتباه آنان به ما سرایت کرده است . از هنگامی که چشم گشودیم ، حاکمانی دیکتاتور و خشونتگرا بالای سر خود دیدیم .

پنداشتیم اینگونه رفتار و چگونگی برخورد با دیگران همین است که آموختیم . انچنان افراط و تفریط گونه رفتار کردیم که غیرت دینی را با خشونت اشتباه گرفتیم .

فکر کردیم دینداری و تعصبات دینی یعنی خشونت . برخی فکر می کنند اگر در برابر مخالف شدت عمل نورزیم عرق دینی نداشته و در دینداری و دفاع از دین ثابت قدم نیستیم .

#داش_فریدصلواتی بارها در جامعه خودمان شاهد بوده که برخی اختلافهای شخصی ، اجتماعی و سیاسی را به اختلافهای دینی نسبت داده و با همین روش چه پرونده ها که برای افراد نساختند. باشتباه فکر کردیم هر که بر حق است حق دارد درشتی و خشم از خود نشان دهد و فقط طرف مقابل باید انعطاف از خود نشان دهد . بیاییم تصمیم بگیریم زیاد عاشق طرز فکر افکار نشویم.

بزرگانشان زیبا فکر می‌کنند، زیبا حرف می‌زنند.اما زیبا زندگی و عمل نمی‌کنند.

نسل جدید خوب به این درجه و اگاهی رسیده است هر که نام خدا بر زبان اورد دیندار و مومن نیست.

آنها که به نام خدا،کمدین مظلوم را کشتند اهل دین نیستند اهل شیطان هستند.

#داش_فرید ، مراقب باش ، فریب آنهایی که میگویند پنجره ها را برای شما گشودیم تا به سر منزل مقصود رسیده تا رستگار شوید را نخوری.

پنجرهای که آنها به ما نشان می دهند ، تنها نمایی از پنجره است ، بن بستی بیش نیست .

ابزارک تصویر

روزی روزگاری انجمن سینمای جوان

داش فریدصلواتی بصورت جدی با سینما حدود سالهای شصت و شش آشنا شد.

انجمن سینمای جوان

مکانی که سینمای با صداقت را به من شناساند .

آنجا به من آموختند سینما می تواند ابزاری برای آموزش فرهنگ و هنر باشد . می تواند زبانی خاص باشد که به جای لغات تصاویر سخن می گویند .

همیشه سعی می کردیم فیلمنامه هایی بنویسم که از دیالوگ کمتری برخورداری باشد .

معمولا الگویمان فیلمهای #چارلی_چاپلین بود . مخصوصا فیلم عصر جدیدش . به این باور رسیده بودیم که هر چه فیلم دیالوگ کمتری داشته باشد به سینما نزدیک تر است .

ما ایرانیان و یا بهتر بگویم ما شرقیها بیشتر از طریق گوش زندگی کرده ایم ، یا سخنرانی شنیده ایم یا شعر .

غربیها بیشتر از طریق چشمهایشان زندگی کرده وتصویر دیده اند برای همین نقاشی نقش به سزایی در هنر غرب دارد .

دیالوگ در سینمای ایران حرف اول را می زند ، اگر فیلمی تصویر داشت مخاطب جذبش نیم شد .خدا رحمت کند سهراب شهید ثاالث را که همواره کارهایش مورد بی اعتنایی مخاطب قرار می گرفت . چون ما مردم ایران عادت کرده ایم که همیشه از طریق گوشمان حقیقت را بشنویم چون همیشه سخنرانی شنیده ایم .

استادی داشتیم که سر کلاس می گفت :

اگر خواستی سینماگر موفقی باشید همواره سعی کن چیزی را بنمایی و ارائه کنی که ارزش دیدن داشته باشد . اما اگر تلاش داری تماشاگر به یک فهم برسد ، لازم است بدانی روش کار چیست ؟

و چنانچه بخواهی بفمانی، نه آنکه تماشاگر از موضوع فیلم فهمیده باشد ، باز هم چنان فهمی ، فهم مصرفی و القایی است که تو به تماشاچی داده ایی و اینکار درست نیست .

می گفت نباید محبوبیت فیلم به زرق و برق دکورها ،صحنه سازیها و سلبریتیهای انتخاب شده در فیلم باشد . باید احساس واقعی درونیت را بتوانی منتقل کنی .

چقدر آن دوران نام و آثار #عباس_کیارستمی را می شنیدیم .

مخصوصا مشق شب و #خانه_دوست_کجاست

صداقت را در آن فیلمها دیدیم .

چقدر به گوش ما انجمن جوانانی ها فرو کردند که :

یک سینماگر خوب باید خود را اهل فرهنگ مردم خود بداند ، و مقید و پایبند به آن باشد . سینماگر باید الفبای تصویری فرهنگ خود را نیکو فرا بگیرد و نیکو بدارد ، باید آدمهای خوب را بشناسد و دوست بدارد و تا می تواند با آنها دیدار کند و یا اگر در قید حیات نیستند روی آنها مطالعه کند و از زندگی آنها سوژه های ناب حلق کند .

به ما فهمانده بودند که سینماگری که دل و روح را به تفکر نیندازد تاریخ مصرف دارد .

بزرگی که سالهاست به خاطر شرایط جامعه اجازه ساخت فیلم ندارد به من می گفت :

داش فرید ، یک سینماگر و فیلمساز خوب ضروریست که تا بینش کافی در حیطه جامعه و فرهنگ جامعه اش ندارد و به قوائد و اصول انسانی مومن وصادق نباشد اشتباه محض است به تجربه فیلمسازی دست بزند .

سینما برایمان چون سنگی بود که سکوت را می شکند ، همچون گلوله ایی که نبرد را آغاز می کند .

چقدر در آن دوران ، وقتی فیلمهای بد را می دیدیم شهامت این را در وجودمان قلقلک می داد که برای ساختن فیلمهای خوب تلاش کنیم .

کم کم سینما برایمان چون شعر و ادبیات معنا پیدا کرد .

متوجه شدیم که سینما پنجره ایست برای مشاهده قلب ملتها ، بهترین وسیله برای برقراری ارتباط و نیز بهترین وسیله برای گفتن سلام .

به ما فهمانده بودند که اگر می خواهید حرافی و حرف مفت بزنیم جایش سینما نیست . سینما جای اندیشه های تاثیر گذار است .

بزرگی نمی دانم درست یا غلط ، تاکید می کرد که : فیلم را آنگونه بساز که همه خانواده با هم و دور هم فیلمت را تماشا کنند.

اینجا بود که متوجه شدیم که سینما ارزشی ندارد مگر اینکه خدمتی برای جامعه باشد ، سینما وقتی ارزش دارد که عواطف نیکو و احساسات انسانی را در مخاطب تقویت کند .

فهمیدیم که سینما یک جور بیان کردن و ساختن مجدد زندگیست .

خدای من ،چقدر فیلمسازی را دستکم گرفته بودیم .

به یاد دارم در کتابی به نقل از پل کله نقاش معروف خواندم که :

هنرمند در هنر خویش نیروهای آفرننده ی جهان را تقلید می کند،

ببین تا کجا هنرمند مقامش والاست .

آنوقت مگر می شود هر موضوع سخیفی را به خورد انسانها داد ؟

یک فیلمساز متعهد باید عمیقتر از دیگران ببیند ؛ بشنود ،عمیقتر احساس و لمس ودرک و فهم کند و راههای نپیموده و نکوبیده را برود.

همان زمان های انجمن سینما جوان بود که متوجه شدم که :

یک سینما گر واقعی در پرتو نیروهای مروموز فردی است استثنایی با تواناییهای مادر زاد استثنایی .

به این نتیجه رسیدیم که آموزش نیمی از پدید آورنده خلق آثار سینمایی و هنریست ، نیم دیگر باید در ذات فیلمساز باشد .

خدا رحمت کند #هوشنگ_کاوسی را :

تحصیلات آکادمیک در حد دکترای سینمایی داشت ولی یک فیلمساز تاثیر گذار نبود .

به تعبیر #داش_فریدصلواتی ، مصیبت هنر سینما آن روزی خواهد بود که تئوری بر عمل بچربد .

تئوری در آثار هنری به مانند این است که کسی کنار ساحل ایستاده و خیره به دریا است ، تا کنار ساحل ایستاده از همه احوالات دریا آگاه است ولی همینکه به داخل دریا رفت چه شناگر باشد و چه نباشد ، به خود مشغول می شود .

آنکه شناگر است خوشحال به فعالیت شناگری و آنکه بیگانه با شنا در بند جان است که نمیرد .

حکایت یک هنرمند سینماگر واقعی و غیر واقعی در این مثل نهفته است.

گذشت آن دورانی که سینما عبارت بود از سرگرمی که هنرمندان تهیه می کردند برای کسانی که بعد از سیری وقتشا ن را یه دیدن فیلم مشغول دارند .

سینما برایمان اینگونه تعریف شده بود که :

سینما جای فلسفه نشسته است . فیلسوفان گذشته جهان را تفسیر کرده اند و در این دوران سینماگران باید جهان را تغییر دهند.

متاسفانه در این روزگاران همه چیز به یکباره فرو ریخت و تمام باورهای ما نقش بر آب شد.

فیلمسازان می بینند که مردم عامی چه یم خواهند وهمان را می گویند . تنها به دنبال جایی می گردند که مغازه هایشان را آنجا بسازند .

اندیشه ها متاسفانه سطحی شده .

مخاطب عامی برای فیلمساز تعیین تکلیف می کند .

متولیان امر می گویند : مردم خسته شده اند باید سرگرمشان کرد . باید خنداندشان .

گویا دیگر فراموش شده است این دیدگاه که روزگاری باید فیلمسازان خطر میکردند و تجربه های نو می آفریدند و تلاش به فهمیدن می کردند .

کاش باز برمی گشتیم به همان دوران انجمن سینمای جوان .

انجمنی که روزگاری همه تلاشش این بود که فیلمساز واقعی و متعهد تحویل اجتماع که چه عرض کنم به جهانیان معرفی کند .

و حال روزگاری را سپری می کنیم که همه از روی دست هم تقلب می کنند و متوجه نیستند که همه یک غلط را دنبال می کنیم و آن دور شدن از انسانیت است .

کاش فیلسازان ما خودشان می شدند . می شود به هر قیمتی از راههای دیگر هم نان درآورد .

به نظر من در این بین سوءتفاهمی شده

هر چه را که جنبه خاله زنکی و پیش پا افتاده داشته باشد بها داده می شود و هر کاری که درونش از اندیشه پر باشد رد می کنیم .

تا وقتی که نشانه تند فیلم بر طرف مقابل باشد خوب است و همین که فیلم درون خودمان را نشانه گرفت عکس العمل نشان می دهیم .

بسیاری در این جامعه به دنبال واقعیتها هستند ولی واقعیتی که به سودشان باشد .

بیاییم بیش از این مخاطبینمان را به کارهای سخیف عادت ندهیم .

کیفیت زندگی ما را دو چیز تعیین میکند

همیشه برایم این سوال بوده که : #داش_فرید چطور می شود در یک کشور دو میلیارد جمعیتی چون چین ، که تاریخش گواه از اختراع کاغذ ، نقاشی ، و اندیشه زیبای کونفوسیوسی و هزاران دست از این موارد میدهد در این زمانه حال ، هیچگاه حتی یک مورد کوچک هم نمی شنویم که این کشور ، هنرمند ، ادیب ، عالم ، متفکر ، نویسنده ، موسیقیدان ، فیلسوف و ... از خود تربیت کرده و به جهانیان معرفی کرده باشد.

چه شد ملتش تبدیل به انسانهای مصرفی شدند؟

دقت کرده اید کشور کوچکی چون تاجیکستان با جمعیتی کمتر از هشت میلیون نفر چقدر زیبا هویت و فرهنگش را به جهانیان معرفی میکند ؟

متولیان فرهنگی و برنامه ریزانشان نگذاشتند موسیقی شان فراموش شود.

کره جنوبی با آن همه تکنولوژی راه چین کمونیست را در پیش نگرفت و با ساخت سریالها ، فیلمها و موسیقی های متفاوت ، نگذاشت فرهنگ و هویتش به فراموشی سپرده شود.

ملتش تبدیل به آدمهای مصرفی نشدند

گروه موسیقی پسران بی تی اس ، نمونه همین ارائه کردن موسیقی به جهانیان است .

کشور همسایه #کره_شمالی راه اندیشه #کمونیست را در پیش گرفت و به ناکجااباد رسید .

نه عالمی ، نه هنرمندی ، نه نویسنده و متفکری ، هیچ و هیچ .

ملتش تنها ادمهای مصرفی ، بی خاصیت ، خالی از محتوا ، نوکر ، مجیزگو و بله قربان گو.

کشوری چون روسیه که روزگاری ادبیاتش با نام بزرگانی چون #شولوخوف ، #پوشکین، لرمانتف، #چخوف ، #نیکلای_گوگول ، #ماکسیم_گورکی ، #تولستوی ، الکساندر گریبایدوف عجین شده و معماری و موسیقی اش چون #دریاچه_قو اثر جاودانه #پیوتر_ایلیچ_چایکوفسکی که جزو یکی از بی نظیرهای عرصه موسیقی است حال تبدیل به جامعه مصرفی شده .

حاکمینش ، ملت روسیه را به سمت و سویی سوق دادند که دیگر حرفی از تحول اندیشه و نواوری نیست .

هر کجا سفر می کنی فاحشه های روسی و چینی زبان زد عام و خاص هستند .

گویا اندیشه های کونفوسیوس چینی و ادبیات چخوف روسی هیچگاه در این جوامع وجود نداشتند .

زمانی #داش_فریدصلواتی با سینمای بی نظیر روسیه شور و حال میکرد.

در سال‌های قبل از فروپاشی روسیه صنعت فیلم این کشور در عرصه بین‌المللی شناخته شده بود.

بارها فیلم رنگ انار #پاراجانف را دیدم و هر بار از این فیلم نکاتی آموختم .

تاجیکستانی که روزگاری جزو شوروی سابق بود ، حاکمینش تلاش کردند غرق در افکار روسیه و چین نشوند ، که اگر به کمونیست جدید و اندیشه هایش اعتماد می کردند دیگر چیزی به عنوان هویت تاجیکی باقی نمی ماند.

و تبدیل به جامعه مصرفی می شدند که قیافه شان نماد انسانیست داشت .

و رفتارشان چون حیوان بود که تنها می خورد ، می خوابد ، کار می کند و تولید مثل انجام می دهد.

اگر حرف #داش_فرید را باور ندارید به رفتارهای ملت چین ، روسیه ، کوبا ، ونزوئلا ، کره شمالی نظری بیندازید تا منظورم را متوجه شوید.

روزگاری تجارت سکس در نروژ و سوئد فراوان بود و حال شنیدم اگر دولتشان بفهمد کسی در این زمینه فعالیت می کند جریمه خواهد شد .

تحقیق کنید برخی برای امرار معاش در ونزوئلا و کوبا دست به چه کارها می زنند ؟

کیفیت زندگی ما را دو چیز تعیین میکند:

۱. کتابهایی که میخوانیم

۲. انسانهای که ملاقات میکنیم

امیدوارم مسئولان ما دقت کرده و مراقب عملکردها و اهداف این دو کشور چین و روسیه باشند . بارها ثابت شده قابل اعتماد نیستند .

اینها به ملت خود رحم نمیکنند چه انتظاریست منافع ما ایرانیان را در نظر بگیرند ؟

مراقب باشید هویت و فرهنگمان را چون ملتشان نگیرند و ما را چون ملتشان تبدیل به آدمهای مصرفی کنند که تنها دغدغه شان خرید ارزان مرغ ، گوشت و دستمال دستشوییست.

ارتباط با #داش_فرید

@DashFaridSalavati

کانال #داش_فریدصلواتی

https://telegram.me/farid_salavati

اینستاگرام #داش_فرید

http://www.instagram.com/faridsalavati

کاش مدیران ما متوجه این نکته می شدند

همچین دنبال جوابگویی مسئولین در ارتباط با فجایع بی آبی خوزستان می گردیم که گویا در این چهل و اندی سال، اینان در هر بحران و شرایطی ، جوابگوی اعمال و بی خردیشان بوده اند .

به طور نمونه در مرام انسانیت و اصول روانشناسی و جامعه شناسی این رفتاری که در زیر #داش_فرید عنوان میکند چه می نامند ؟

مردم کشور به نان شب محتاج و آب برای آشامیدن و طهارت خود محتاج هستند ، خوزستان به هم ریخته است آن وقت دغدغه مدیران به اصطلاح فرهنگی اش ممنوعیت حمل سگ ، ممنوع الکاری فرزاد فرزین و توقیف سریالهای خانگی است .

موقعی که افکار برخی مسئولین روی محور موضوعات حقیر و پیش پا افتاد دور میزند . آیا می شود انتظار داشت برخی مدیران نالایق بتوانند از عهده بهبودی وضعیت نابسامانی ها این کشور بر آیند ؟

قطعا نه ؟

نتیجه دنیایی بیرونی که در این روزگاران از این جامعه مشاهده میکنید ، نماد چیزیست که سالها پیش در ذهن مسئولان ما گذشته است .

چیزی که درو می کنیم بذریست که سالها پیش در ذهن مدیران ما کاشته شده است .

#داش_فریدصلواتی چرا وقتی مستاصل و ناامید بودن ملت جامعه ات را میبینی تعجب میکنی ؟

مگر خودت بارها کلمه ها و جملات #ایران_تسلیت ، #ایرانم_تسلیت را در فضای مجازی به اشتراک نگذاشتی ؟ چه دردی از این کشور دوا شد ؟ به کجای برخی مسئولان بر خورد؟

از جامعه ایی که برخی مدیرانش از وادی #علوم_انسانی واصله دارند انتظار چه چیزی می توان داشت ؟

باید بر جامعه ایی گریست که تز برخی مسئولانش این است.

"باید ذهن و چشمم را بر روی بسیاری از واقعیتها بسته نگه دارم تا به موفقیت های خوبی دست پیدا کنم و یا حداقل بر مسندم بمانم ."

و این است حکایت دردناک جوامع جهان سوم .

تا انتقاد ، تذکر ، نکته سنجی ، مطبوعات آزاد و اجازه انعکاس ذهنهای متفاوت در جامعه نهادینه نشود ، بهبودی حاصل نخواهد شد .

چه خیال باطلی که اگر فکر کنیم مسئولان ما ندانند علت این همه فجایع در کشور چیست ؟

چگونه می شود پذیرفت در جامعه ایی که موقع انتخاباتش برخی مراجع دینی اش از دین و دیانت و شرع مایه می گذارند در مقابل برخی فجایعی که بر مردم می رود سکوت اختیار می کنند ؟

چطور برخی از علما با کهولت سن ، به مکه ، کربلا و مشهد سفر میکنند ولی بر خود نمیبینند سفری به خوزستان کرده و از نزدیک مشکلات مردم را درک کنند ؟

نیاز نیست برخی از مسئولان خودشان را در آینه تماشا کنند ، همینکه در انعکاس رفتار اطرافیانی که با انها معاشرت می کنند نظری بیندازند کافیست خودشان را تماشا کنند.

تنها شغلی که از بالا شروع می‌شود، چاه‌کنی است!

کاش مدیران ما متوجه این نکته می شدند .

ارتباط با #داش_فرید

@DashFaridSalavati

کانال #داش_فریدصلواتی

https://telegram.me/farid_salavati

اینستاگرام #داش_فرید

http://www.instagram.com/faridsalavati

 

این خشمها نشانه خوبی برای جامعه نیست

بارها در خبرهای شنیدیم شرایطی فراهم شده ، کودک مبتلا به سرطان پس از حضور در ستاد فرماندهی نیروی انتظامی به آرزویش که پوشیدن لباس نیروهای پلیس بود رسیده و بسیاری از رده های بالای پلیس در مقابلش ادای احترام کردند.

اینکار با اینکه یک رفتار سمبلیک است ولی بسیار قابل تقدیر می باشد .

#داش_فریدصلواتی بارها این حرکتهای انسانی را در صفحه خود انعکاس داده است .

ولی این رفتارها با برخی رفتارهای دیگر نیروهای نظامی سنخیت دارد .

ملتی که وقتی می شنود یک نماینده مجلس خودسرانه به خاطر انجام وظیفه یک سرباز راهنمایی و رانندگی به گوش او می زند خونش به جوش آمده و آن واکنش را در فضای مجازی به نفع سرباز از خود نشان می دهد .چطور میتواند بپذیرد یک سرباز نظامی به خاطر عصبانیت یک شهروند که سگش را دوست دارد و اهانتی به او کرده برایش اسلحه بکشد؟

این خشمها نشانه خوبی برای جامعه نیست .

مشکل جامعه ایی که سقوط اخلاقی در حال نابودیش است لباس پوشیدن لباس نظامی به یک کودک سرطانی دردش را دوا نمی کند .

پرسنل نیروهای امنیتی آنقدر باید روی خود کار کرده باشند که وقتی با قمه کشیدن یک دختر کم سن و سال مواجه می شوند نباید او را همچون یک قداره کش حرفه ای ببینند .

جامعه ای که وزیر بهداشتش عصبانی می شود ، معلم اخلاقش چون آقای قرائتی عصبانی می شود ، نماینده مجلسش، فرماندارش، اعضای شورای شهرش ، معلمش ، شهردارش ، نیروهای نظامی و امنیتش ، ورزشکارش ، هنرپیشه اش ، زن و شوهرش ، جوانان و نوجوانانش، پزشکانش،#داش_فریدش.

همه ناگهان از کوره به در رفته و واکنش خصمانه از خود نشان میدهیم .

این بدان معناست که جامعه به بد سراشیبی سقوط افتاده است .

جامعه پر از نفرت و کینه شده .

همه بدون هیچ دلیلی از هم متنفریم .

بدون اینکه عاقلانه بیندیشیم ، همه در به وجود آمدن این شرایط اسفناک یکدیگر را مقصر میدانیم .

کاش در این سالها متولیان امور جامعه، به جایی باروری توسعه سیاسی ملت ، توسعه انسانی انها را بارور میکردند .

چه بخواهیم چه نخواهیم ، بزرگترین خِرد آن است که از گذشته خود بیرون بخزیم، بدون چسبیدن به آن.

درست مانند مار که از پوست قدیم خود بیرون میخزد و هرگز به عقب نگاه نمیکند.حرکت او همیشه از کهنه به تازه است.

به تعبیر #داش_فرید ، متاسفانه برخی باورهای غلط، از ما انسان‌های خوب ، جنایت‌کار ساخته است .

به خود بیاییم.

ارتباط با #داش_فرید

@DashFaridSalavati

کانال #داش_فریدصلواتی

https://telegram.me/farid_salavati

اینستاگرام #داش_فرید

http://www.instagram.com/faridsalavati

ربطی به ما ندارد.

موشی درخانه چشمش به تله موشی افتاد

مرغ، گوسفند و گاو را از این موضوع خبردار کرد.

همه گفتند: تله موش مشکل توست؟ ربطی به ما ندارد.

گذشت تا روزی که ماری به تله افتاد و هنگامی که زنِ خانه خواست مار را آزاد کند مار پای زن را گزید و مرد خانه مجبور شد برای بهبودی زن خانه مرغ را سر ببرد و برای زن سوپ درست کند و برای غذای آنها که برای عیادت زن امده بودند گوسفند را سر ببرد .

زن خوب نشد و مُرد ، گاو را برای مراسم ختم زن کشتند .

در تمامِ این مدت ، موش از سوراخ دیوار می نگریست و می گریست .

روزی که #داش_فریدصلواتی در خبرها می شنید که مردم سیستان و بلوچستان ، اهواز و ...از بی آبی در رنجند فکر نمیکرد روزی فرا برسد که این اتفاق برای شهرم اصفهان نیز بیفتد کهبا تانکر آب به مناطق اصفهان برسانند و مجبور شوم آفتابه را بر دارم و برای پر کردنش تلاش کنم .

در این سالها چه اتفاقات مختلفی را در عرصه های مختلف سیاسی ، علمی و اجتماعی دیدیم و بودند کسانی که مشکلات اطرافیان را دیدند و به راحتی از کنارش گذشته و سکوت کردند و ناگهان به خود آمده و دیدند خودشان به همان سرنوشت دچار شده اند .

دیدیم بزرگان سیاسی را که از اوج به زیر امده و همردیفانشان سکوت کرده و با خودشان به همان سرنوشت رفتار شد .

چه اساتید دانشگاهی را دیدیم که ناظر بازنشستگی غیر موعد همکارانشان بودند ، سکوت کردند و ناگهان دیدند به خودشان هم گفتند خداحافظ داداش .

بودند کسانی که چوب لای چرخ رقیبان خود گذاشتند و خود لای همان چرخها له شدند .

باید پذیرفت که کشتیها به خاطر آب اطرافشان غرق نمیشوند ، بلکه آنها به دلیل آبی که داخلشان جمع میشود غرق میشوند.

هیچگاه اجازه ندهید که اتفاقات پیرامون شما به داخل‌ تان نفوذ کند و شما رو پایین بکشد.

وقتی تله موشی را دیدید به راحتی از کنارش رد نشوید ، نگویید این تله که از ان من نیست ، برایتان مهم باشد حتی کسانی که به درون تله میافتند شاید نفر بعدی #داش_فرید باشد . مراقب آنهایی باشید که از بی تفاوتی شما دکان ساخته اند تا به اهداف پلیدشان دست پیدا کنند.

ارتباط با #داش_فرید

@DashFaridSalavati

کانال #داش_فریدصلواتی

https://telegram.me/farid_salavati

اینستاگرام #داش_فرید

http://www.instagram.com/faridsalavati

به حال و روز یک زامبی تبدیل شده اند

مطلب #داش_فریدصلواتی به نام :

" به حال و روز یک زامبی تبدیل شده اند "

این مطلب را در شماره جدید #ماهنامه_سینمایی_فیلم ۵۸۳ مطالعه فرمایید .