سومین جلسه کرسی آزاداندیشی


27 دی ماه 1350 زادروز منست؛به شماره شناسنامه 295،صادره از اصفهان ،بیمارستان امین
زندگی سراسر پرازهیجان،استرس و دلهره
تولدم با آزاد شدن پدرم از زندان توامان شد و پدر بزرگ پدریم ،نامم را آزاد علی گذاشت،کسی به این نام مرا صدا نکرد گویا تنها باید خودم و پدرم از این لقب اطلاع داشته باشیم .
هیچگاه کودکی نکردم،از همان ابتدا به من و برادرم قبولاندند که باید مواظب رفتارمان باشیم،چون حمل کننده نسب خاندان بزرگی هستی . بسیارمراقب رفتارم بودم .
به شهر یزد مهاجرت کردیم .وقتی از آب و گل درآمدم متوجه شدم مهاجرت ما خودخواسته نبوده.تبعیدمان کرده اند
تا می خواستم کودکی کنم .ماموران ساواک به منزلمان می ریختند و پدر را در مقابل چشم مادر جوان و برادر کوچکم وحید دستگیر می کردند.من و وحید نمی دانستیم چرا؟از مادر نمی توانستیم سوال کنیم علت چیست ؟روحش به هم ریخته بود . دوستان خوب یزدی که همیشه بهترین خاطرات را از آنها دارم نمی گذاشتند من و برادرم بیش از این زجر بکشیم ؛ سرگرممان می کردند . مگر پدر چه خلافی مرتکب شده بود ؛ او که تنها از خدا و انسانیت حرف می زد . به مرور زمان فهمیدم چرا .
با جلسات و افکار پدر پرورش یافتم ؛ از زبان ایشان گفتار علی (ع) را شنیدم و با هدف امام حسین (ع) آشنا شدم .دردناک است در این دوران معاصر که همه خود را با ایمان می دانند موقعی که می خواهی در مقاله ات حرفی از حق بزنی،به پدرت که سالها حرف حق زده است می گویند:
"جناب آقای صلواتی به فرزندتان فرید بگوییدهر چیزی را نگوید و ننویسد کار دست خودش میدهد"
چه زجری می کشد پدرم وقتی که باید به من بگوید پسرم مراقب خودت باشد.
پدر چه تقصیر دارم؟شما مرا با ازاد اندیشی پرورش دادید.حال باید تمام آن حرفها را نادیده بگیرم؟پس مخاطب حرفهای شما چه کسانی بودند؟
خاطرات پدر را مرور می کردم، بی اختیار از این قسمت خاطرات ایشان اشک ریختم:
" پدرم بر طریق آن روزگار و رسوم خانواده ی علما ،کنیه ی مرا ابوالخبیر ، یعنی صاحب خوبی ها گذاشته بود و فکر می کرد که من منشا خوبی هایی خواهم شد.کدام خوبی؟من که هیچوقت برای خود و پدر و مادر و همسر و فرزندان و برادران وخواهرم ،خوبی نداشتم .پدرم از ناراحتی ها و معصیبت های من دق مرگ شد و مادر به ضعف اعصاب مبتلا، همسرم هماره در به در و پریشان حال بود و فرزندانم نابسامان و آشفته حال و کسی نبود که بر درس و مشق آنها نظارت داشته باشد.برای دوستانم جز ترس و و حشت و دلهره و اضطراب هدیه ی دیگری نداشتم ، همیشه نگران من بودند که با نوشته ها و گفته ها و مصاحبه ها یا شعرهایی ،دسته گلی به آب دهم و آشوبی بر پا کنم،و باز هم دستگیر و بازداشت و شکنجه شوم ......"
چقدراین قسمت خاطرات ایشان تا حدودی به زندگی من که فرزندشان هستم شباهت دارد؟ دوستی در جمعی به طنز
گفت:فرید نام امثال مادرت باید در گینس ثبت شود.
گفتم:چرا؟
گفت:چون هم همسرش دائم به زندان و تبعید بوده هم فرزندانش حبس کشیده اند.
در ان جمع همه خندیدند،حتی خودم؛به جز مادرم.هیچکس نمی توانست احساس او را درک کند.
در این 46 سال زندگی ،بسیار انسانهای بزرگ و فرهیخته ایی به منزل ما رفت و امد می کردند،چقدر سخت است در ایامی زندگی کنی که روزی آنها را برایت انسانهای خدایی تعریف کرده اند و روزگاری دیگر برانداز و فتنه گرشان خطاب می کنند.گویا شده ایم موش آزمایشگاهی برای کسانی خاص .هر وقت اراده کردند باید بگوییم همه خوبند و هر وقت اراده کردند همه را بد بنامیم .
این سالها این نتیجه را گرفتم. افرادی که در این دوران دیدم هر رفتاری که انجام دادند اگر رفتاری خدایی و انسانی بود نتیجه خوبی خود را در همین دنیا دیدند واگر رفتارشان شیطانی و منفعت طلبی بود به مرور زمان تاوانش را خود وخاندانشان با یخ و ترشی پس دادند.در انتها،ابتدا از خدای خود شاکرم در این سالها نگهبان من وخاندانم بوده است.از پدر و مادرم سپاسگذارم که به گونه ایی پرورشم داده اند که چشمم را بر بی گناهی افراد نبندم و همواره از حق دفاع کنم وبه خاطر موقعیت خودم دیگر افراد را سپر بلا و نردبان ترقی خودم نکنم .و همانگونه که پدرم به من آموختند در طول زندگی همچنان از حق و آزادی و عدالت و مردم سالاری بنویسم؛دشمنان هر چه می خواهند بگویند و هرکاری که می خواهند بکنند،پدر خوب به ما آموختند که ما با عدالت و آزادی مردم پیوندی ناگسستنی بست ایم و تا پای جان به پیمانمان وفاداریم.از همسرم سپاسگزام ، در این 18سال زندگی بسیار تحملم کرده است و خوب می دانم که با افرادی چون من زندگی بسیار سخت است .و خدا در این سالهای زندگی مشترک پدر و مادرم دیدم که چه صبری به مادرم عنایت کرده است ؟ نمی دانم از فرزندانم چگونه تشکر کنم چون در این شرایط روزگار وانفسا، ما پدران ومادران این دوران هر چه زحمت برای پرورششان می کشیم آب در هاون کوبیدن است.زیرا اخلاق در این جامعه بی معنا شده است.

به خانه اش ریختند ،به او بی احترامی کردند،سالها به حصرش کشیدند،انواع واقسام تهمت ها را از تریبونها به او زدند تا در بین مردم جامعه منفورش کنند، خانواده اش را زجر دادند ؛عاقبت چه شد؟ملت در تشییع جنازه اش سنگ تمام گذاشتند و آنچه را که باید در عمل به آنها که همواره در پی بحران هستند نشان دادند که ما ملتی هستیم که خودمان بهتر از هر کسی خوب و بد را تشخیص می دهیم.این شخص کسی نبود جز فقیه عالیقدر حضرت #آیت_الله_العظمی_منتظری (ره) ، کسی که همواره یادش در دلها جای گرفت و قدرت طلبان نتوانستند در افکار مردم خرابش کنند . آنها خودشان را خسته کردند .در این چند ساله چقدر به هاشمی بد کردند،تهمت ها زدند ، کوتوله های سیاسی که وجودشان حتی به یک موی گندیده زنده یاد #هاشمی_رفسنجانی هم نمی ارزد،در تریبونهای فرمایشی چقدر تلاش کردند او را خراب کنند ؛ تنها خود را به لجن کشیدند و ماهیت شناخته شده خود را بیشتر برای این ملت فهیم عریان کردند.ملت ایران ،ملت عجیبی هستند،برنامه ریزان وخرابکاران دنیا خوب این ملت را شناختند. متوجه شدند که اگر در سرزمین پارس قانون و یک رنگی حاکم باشد و ریاکاری مذهبی نبود ،در دنیا سرآمد همه ملتها بودیم . ولی چه می شود کرد که آدرس را اشتباه به ما دادند ولی با این اوضاع وانفسا در این چند ساله اخیر خوب ملت در دقیقه نود تصمیم قاطعانه گرفتند و به پشتوانه خداوند متعال جواب اساسی به انها که تنها ازشناخت خدا نامش را یدک می کشند دادند و خوب تشخیص می دهند که چه افرادی صادقانه حرف زدند و عمل می کنند.نسل جدید را نباید دست کم گرفت ،بسیار زیبا به گذشتگانی که راه هموار را برایشان ساختند؛درعمل راه صحیح را نشان می دهند . این نسل به نسل گذشته آموختند که تنها حاکمین در اشتباهات پیش آمده این کشور مقصر نیستند بلکه ملتی که هر چیزی را چشم و گوش بسته بپذیرد سرنوشتش بهتر از این نیست ، این نسل به خوبی از اشتباهات گذشته درس گرفته و راه صحیح را انتخاب کردند .بسیاری در این چند ساله مردند و این ملت با حضور و غیر حضور خود در تشییع جنازه آنها به خوبی نشان دادند که در دلها جایگاه داشتند یا نه . نمی دانم چرا از گذشتگان عبرت نمی گیریم؟
روز تشییع پیکر مرحوم #آیت_الله_هاشمی_رفسنجانی این نسل با حضور قاطعانه خود به کوته فکران زمانه ثابت خواهند کرد که اگر با مردم باشید و با ملت آشتی کنید همواره در دلها جاودان خواهید بود حتی اگر گذشته دردناکی داشته باشید.ملت سرزمین پارس هیچگاه کینه و نفرت در دلشان جای ندارد.واز پروردگارشان آموخته اند که صد بار اگر توبه شکستی بازا .

« انالله و انّا الیه راجعون »
از شمار دو چشم یک تن کم
و ز شمار خرد هزاران بیش
ارتحال عالم مجاهد، دانشمند فرزانه، قهرمان ملک و ملت، یار امام و رهبری، همراه اصلاحاتیان و همگام با اعتدالیان، امیرکبیر زمان، فقید سعید:
آیت الله حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی (رحمت الله علیه)
را به ملت ایران، به مبارزان و مجاهدان راه آزادی، به رنج کشیدگان و زندان رفته های دوران انقلاب، به خانواده مظلوم آن مرحوم، تسلیت گفته و از پیشگاه خدای بزرگ برای وی علو درجات خواستار است.
اصفهان - فضل الله صلواتی
19 دیماه سال1395


چند وقتیست رفتارهایی در این کشور فکرم را مشغول کرده که هیچگاه معنایش را متوجه نمی شوم.
مثلا داخل فضای تلگرام هر فیلم و هر متنی را چه سیاسی ، چه مذهبی ، چه مبتذل و چه ... را می توانی به راحتی ببینی ،ولی درک نمی کنم این وسط چرا فیس بوک مادر و پدر مرده که در این ایام از اعضایش هم بسیار کم شده همچنان در فیلترینگ به سر میبرد؟
دیگر اینکه بد حجابی در این جامعه بد است و طرف به جهنم میرود ولی در ایام انتخابات و روز قدس و راهپیمایی بیست و دوم بهمن گویا در بهشت برای بد حجابان باز و ورود آنهابلا مانع است .
بالاخره ما ملت نفهمیدیم کدام حرف آقای مصباح را باور کنیم.
اطاعت از احمدی نژاد همان اطاعت از خدا است
و در این ایام ایشان ،اطاعت از منتخب را اطاعت از طاغوت خواندند.
همیشه برایم سوال بوده که در این کشور مدرسه دختران و پسران که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند و هیچ چیزی از آنچه را که باید بدانند نمی دانند جداست ولی در دانشگاه که همه چیز را فهمیده اند مختلط هستند؟
چطور میشود باور داشت که بسیاری در این دوران دم از اصلاحات و مبارزه با پول شویی و اختلاس می زنند ولی خودشان و فرزندانشان در بهترین کشورها زندگی میکنند؟
چطور داش فرید صلواتی می تواند به خود بقبولاند که در این کشور کارتن خواب و گور خواب و کودکان سر راهی به وفور یافت شود ، آنوقت افرادی برای رهبر مستضعفان جهان امام خمینی (ره) آنچنان آرامگاه با شکوهی بسازند؟ یعنی روح امام راضیست ؟
واقعا در این عصر رسانه ، موقعی که غربی ها این دو گانگی ها را از ما می بینند درباره ما چه فکر میکنند؟ غربیها به جهنم ، آیندگان خودمان وقتی تاریخ ما را می خوانند چه فکری می کنند ؟
در جامعه ایی که فردی انواع و اقسام فحاشی ها را میکند و هیچ رزومه ایی کاری در پرونده اش ندارد صلاحیتش برای مجلس تایید می شود و افرادی که واقعا متخصص و دلسوز این کشور هستند رد صلاحیت میشوند چه معنایی میتواند داشته باشد ؟
تا کی قراره با این دوگانگی های فکری زندگی کنیم ؟ با اینگونه رفتارها انتظار بیهوده ایی از خدا داریم که نجاتمان دهد .
جالب است در کانال دوستی مقاله ایی خواندم بر علیه دست بوسیدن آقای علم الهدی توسط طرفدارانشان آنوقت همین دوست من فیلمی را از استاد شجریان گذاشته بود که طرفدارانشان دستشان را میبوسیدند و دوست ما هیچ انتقادی نکرد.
امان از دوگانگیهای فکری جامعه ما که نابودمان کرده است .
در ایام انتخابات 88 عکسی از امام خمینی پاره میشود و هزاران بار از تلویزیون این رفتار پخش می شود ،ولی وقتی قاری قرآن و دیپلماتی دچار رفتاری اشتباه می شوند که باعث سرشکستگی کشور و دینمان است ، آنها که حال باید فریاد بزنند سکوت میکنند . این دوگانگی رفتار را کجای دلمان بگذاریم ؟
چقدر دردناک است که روی رفتار اشتباه و حرفهای دروغمان کلمه خدعه را می گذاریم . و این کلمه را بزرگانمان به ما آموختند و حال گیجمان کرده .


#داش_فریدصلواتی
سالها #نلسون_ماندلا را به حبس کشیدند ، شکنجه اش کردند ،با اینکه سالهاست که درگذشته است همواره نامش به نیکی برده میشود و بسیاری به احترامش کلاه از سر بر میدارند. همیشه نامش در طول تاریخ جاودانه است. آنها که مسبب به حبس کشیدن و آزارش بودند حال کجا هستند؟ براستی در خلوتشان اگر زنده باشند به خود چه میگویند؟ حتما تقصیر حماقتشان را به گردن دیگران می اندازند و موقعیتشان را به گونه ایی میبینند که توپ را به زمین دیگری بیندازند.چه دردناک است آنها که در طول زندگیشان خود را گول میزنند. دولت دیکتاتور ایرلند سالهاست محو شدند ولی در طول تاریخ نام #بابی_سندز فراموش شدنی نیست. چقدر دیکتاتور شیلی پینوشه وقت و سرمایه خرج کرد که نام هنرمند آزادیخواهی چون #ویکتور_خارا محو شود ولی گویا نام خودشان فید شد. آنها که زمان شاه امثال #خسرو_گلسرخی را اعدام کردند مگر نمیخواستند فکر و جسمش را محو کنند؟ حال همان ها که در دادگاه فرمایشی حکم اعدامش را صادر کردند کجایند ؟ در این دوران همچنان نام گلسرخی زنده و جاودان است تا جایی که در حکومتی چون جمهوری اسلامی که هیچگاه اندیشه کمونیست جایگاهی نداشته است بارها از صدا وسیما دادگاهش را نشان داده است . و آنها که در فیلم دادگاه معروف گلسرخی پشت میز دادگاه با غرور تکیه زده اند حال کجایند ؟ خدا وقتی بخواهد کسی را عزیز بدارد آسمان و زمین هم دست بدست هم دهند هیچکاری نمی توانند انجام دهند .
چقدر بعضی ها دنیا را جدی گرفته اند.

بزودی آلبوم #عاشق_وحشی که از اشعار خوب و زیبای #دکتر_شجاع_الدین_شقاقی است را تقدیم دوستان خواهیم کرد .این اشعار زیبا را با کلام دوستان خوبم چون #شهرام_ایرانمنش , #ندا_کریمی ، #مهتا_فرهام و من کوچکترین می شنوید . طراحی زیبای این اثر کار دوست خوبم #مهدی_غلامی است .عکس های زیبای این آلبوم را #حبیب_صلواتی ثبت کرده است .

وقتتان بخیر مهربانان و عزیزانم ، چقدر درد دارد که صبح که از خواب بر میخیزی احساست به هیچ کس اعتماد نداره،از نشانه های یک جامعه رو به زوال، ترویج و تقویت روحیه بی اعتمادی است، انسانی که نتواند اعتماد کند، از محبت باز می ایستد، و همین عامل کافیست تا از درون متلاشی و منفعل گردیم. هنوز تنمان گرم است ، متوجه نیستیم که در حال متلاشی شدن از درون هستیم، جهالت نامرد،میخواهد چه بر سرمان آورد؟ عمق فاجعه را زمانی می شود درک کرد که حرف بزرگان دینمان به جای زنگ خطر افت شدید رفتارهای اخلاقی در جامعه ،تنها بد حجابی برایشان ملاک میشود. و علت خشک شدن رودخانه و باران نیامدن را در این مسئله میبینند، گویا دروغ و ریا و حق الناس و مال بیت المال خوردن در این بین جایگاه گناهان کبیره اش را از دست داده.
و در مواردی دیگر جهان از کشف علوم جدید حرف میزند ؛ و ما از کشف حجاب !
«جـهــالــت» ژنتیکی نیست ؛اکتسابی است ؛ کسب نکنید ! در فضایی اینگونه حقیقت را برایمان معنا و عادتمان دادند که ،حقیقت آن چیزی نیست که نوشته می شود ، آن چیزی است که سعی می شود پنهان شود .
می خواهند تو ندانی و تمام ترسشان از دانستن توست .
داش فرید باید قبول کنی در جایی به نام جهان سوم "همه آنان که می اندیشند کافرند" کــاش به جای این همه بمب که بر سر ملتهای خاور میانه میریختند ،کتاب بر سرمان پرتاب میکردند!
آن وقت دیگر کسی برای رفتن به بهشت و رسیدن به حوریان بهشتی، به جنگ نمیرفت !
چرا نمی گذاریم هر کسی به آیین خودش باشد؟
زنان را در جامعه گرامی بدارید ،فرودستان را دریابید ، هر کسی که به تکلم قبیله خویش سخن گفت احترامش نهیم ، آدمی تنها در مقام خویش به منزلت خواهد رسید. و در آخر سخنم را با حکایتی به پایان می برم .
پیرمرد نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد. به پرستار گفت: خواهش می کنم به داد این بچه برسید. ماشین بهش زد و فرار کرد… پرستار گفت: این بچه نیاز به عمل داره باید برید صندوق پولشو پرداخت کنید. پیرمرد با التماس گفت: اما من که پولی ندارم، پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم،خواهش می کنم عملش کنید.
پرستار گفت: باید با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید. اما دکتر بدون توجه به حال پیرمرد و معاینه کودک، گفت: این قانون بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه. اما صبح روز بعد،
دکتر بر سر خاک دختر کوچکش، بیصدا اشک می ریخت، چه قدر زود دیر می شود!
#داش_فریدصلواتی
چندی قبل کلیپی از پسر بچه ایی به نام سجاد رضایی با لهجه اصفهانی در فضای مجازی پخش شد که دست بدست گشت و بسیاری به آن خندیدند و از این لهجه زیبا لذت بردند . خوشحالم اقلا ما اصفهانیها توانستیم لبخندی هر چند کوتاه بر لبان مردم غمگین و بی انگیزه کشورمان بیاوریم .تا این قسمت رفتار مردم نگران کننده نیست ولی موقعی که صدا و سیما او را به عنوان چهره برای مصاحبه آورد کمی برایم نگران کننده بود . ما اصفهانیها معمولا در هر زمینه ایی ثابت کردیم جزو بهترین ها هستیم ؛ البته نه اینکه در شهرهای دیگر کشورمان بزرگانی دیگر وجود ندارند، چون در اصفهان زندگی می کنم بیشتر موضوع بحثم روی نخبگان اصفهان است .
در ادبیات بزرگانی داشتیم چون جلال همایی، هوشنگ گلشیری ، سهراب سپهری ، جمالزاده ، امیر قلی امینی ، حمید مصدق ، صغیر اصفهانی و ...
در نقاشی ،کمال الملک، استاد فرشچیان
در سینما ،عبدالحسین سپنا و ارحام صدر، اصغر فرهادی و ..
در موسیقی ؛ نایب اسدالله ،استاد تاج اصفهانی ، حسن کسایی ، جلیل شهناز،و ...
در دفاع مقدس، حاج حسین خرازی ، ابراهیم همت و ...
در حوزه ، دکتر بهشتی ، بانو امین و ....
چگونه میشود همچون بزرگانی در این شهر که زبان زد عام و خاص هستند و برای بسیاری از جوانان نسل جدید ناشناخته اند . هیچگاه صدا وسیما برای شناخت آنها قدمی بر نمی دارد و تنها برای افرادی خاص و مشخص شده برنامه های سخیف می سازد و پسر بچه ایی را چون سجاد رضای بزرگش می دارد؟ با لبخند مخالف نیستم ،ولی در شهری که بزرگانش در هر زمینه ایی حرف اول را می زنند وصدا وسیمایش گزینشی عمل می کند باید نگران بود.
نمی دانم چه هدفی در این باب دنبال می شود.کینه و نفرت در جامعه ما در حال زیاد شدن است ؛ چندی قبل دوستی برایم متنی را فرستاد که نگرانیم را صد چندان کرد ،لازم دانستم دوستان مطالعه کنند.و تا خطر در خانه مان را بیش ازاین نزده است .فکر چاره ایی باشند.
"روزی پای صحبت های پزشکی ایرانی نشستم که سال ها در سوریه کار کرده بود. لا به لای حرف هایش به موضوع جالبی اشاره کرد:
سوریه همیشه یکی از امن ترین کشورهای عرب بود؛ اما از چند سال قبل حس می کردی که انگار خیلی نامرئی اما مدام، به اختلافات قومی و مذهبی و حتی شهری و طایفه ای در این کشور دامن زده می شود.
اخبار و شایعاتی پخش می شد که خیلی راحت باعث اختلاف مذاهب یا قومیت ها یا حتی ساکنان شهرهای مختلف و طرفداران تیم های مختلف می شد.:مثلاً، یک روز شایع شد، پزشکی کردتبار مردم قبایل عرب را مسموم کرده و یک بار شایع شد راننده ای از شهر حمص، پانزده مسافر اهل حلب را به داخل دره فرستاده و خودش از اتوبوس بیرون پرید ...:وقتی جنگ داخلی به راه افتاد، ناگهان همه ى این اختلاف ها و کینه ها و نفرت ها سر باز کرد و تسویه حساب ها، همسایه به همسایه و شهر به شهر و دین به دین و مذهب به مذهب و قوم به قوم شروع شد!"
عزیزان این وقایع که این عزیز حکایت کرد برایتان آشنا نیست؟!
دقت کرده اید در این چند وقت اخیراز این دست ماجراها درکشور خودمان بسیار به چشم می خورد ؟و چه حجمی از این اخبار غیر رسمی و بعد قضاوت های احساساتی و حجم عظیمی از واکنش های افراطی را در سطح جامعه و شبکه های اجتماعی دیده ایم؟ هنوز وقایع کاریکاتور سوسک روزنامه ایران فراموشمان نشده است . فراموش نکردیم که ماجرای فیتیلیه ای ها به یک بحران ملی بدل شد؟ چرا ماجرای بخیه ى زخم پسر بچه ى خمینی شهری به یک بحران ملی بدل شد؛ ولی در همین تهران هزاران اتفاق می افتد و کسی کمپین دلواپسی به راه نمی اندازد؟
در نماز جمعه ایی که همواره ابتدای آن امام جمعه ها مردم را به تقوی دعوت می کنند چگونه می شود افرادی پیدا شوند و درخواست اعدام کسانی را کنند که هیچگاه دادگاهی برایشان برگزار نشده است ؟
چه کسانی از این کینه و نفرتهای ما سود می برند ؟
نگرانی ما از روزی است که منافع آنانی که جهان روی سرانگشت های شان می چرخد، این باشد که جنگ داخلی در ایران راه بیندازند!
فکر می کنید اتفاقی که در صربستان و کرواسی و بوسنی با مردمانی با فرهنگی نسبتاً بالا افتاد، دوباره ممکن است اتفاق بیفتد؟ تحقیق کنی دکه مردم افغانستان از چه فرهنگ والایی برخوردار بودند و حال به چه سرنوشتی دچار شدند .در جامعه هرکسی را که نگاه می کنی، حس می کنی از دیگران نفرتی عظیم و خشمی انبار شده دارد که تنها جرقه ای می خواهد تا منفجر شود!
فرض کنید، افرادی درجامعه ما مامور باشند که چنین رفتارهای ما را به روسای خود پیام دهند که: «ایرانی ها را می شود با تحریک احساسات شان و با شانتاژهای خبری به جان هم انداخت.؟» این حجم نفرت و کینه و خشم علیه همدیگر به یک فاجعه تبدیل شده است!
یادمان نرفته است که سالها پیش که کشورمان درگیر جنگ بود مردم کوچه و خیابان کشورمان ایران مهربان وآرام، رئوف و همراه و همدل تر بودند. کجا رفت روزهایی که رزمنده ایی به هم رزمش می گفت تو نرو چون زن وفرزند داری ؛ من به جای تو به روی زمین مین گذاری شده می روم ؟ و حال همان رزمنده ایی که جا مانده از شهادت به خاطر مقاصد افرادی خاص ،در این دوران انواع واقسام تهمت ها را به همرزمش می زند.
همان طور که سوری ها و عراقی ها وافغانها که حالا راحت به روی هم اسلحه می کشند، زمانی در میان کشورهای عرب به مهربانی و مهمان دوستی و آرامش شهره بودند.
پس، لطفاً هر متن و فیلم ضدقوميتى، ضدنژادى و اختلاف افكن مذهبى را کپی و نشر ندهيم!
تصمیم جدی بگيريم در چهارچوب نقشه ى ایران با هم بخنديم؛ به جاى این كه به هم بخنديم!
عزیزان خطر جدی است .

نقاره خانه متشکل از دو کلمه «نقاره» و «خانه» می باشد و به محلی که در آن«نقاره»می نوازند اطلاق می گردد.به نقارهخانه «نوبت خانه» هم میگفتند و به نوازندههای نقاره «نوبت نواز» و «نوبت زن» نسبت داده می شود مراسم نقاره نوازی که در مشهد برگزار می گردد، آیینی است پسندیده و به یادماندنی و نمادی مورد احترام که معرّف اعتبار، عظمت و شکوه حرم امام رضا علیه السلام و یادگار آیینی قدیمی می باشد که قرن ها قبل از رواج در اماکن متبرکه ی رضوی، در ایران و دیگر کشورها متداول بوده . حال جناب اقای علم الهدی چگونه امثال داش فرید می توانند نسل جدید را که برایشان سوال پیش آمده مبنی بر اینکه چطور می شود در اصلی ترین مکان مقدس مشهدالرضا که قرنهاست اجرای نقاره برگزار می شود . افرادی پیدا می شوند و اجرای موسیقی را در مشهد حرام می دانند را مجاب کرد ؟ لطف کرده و جواب قانع کننده دهید. تا مجابشان کنیم .

#داش_فریدصلواتی
نظر جناب آقای علم الهدی را در باب برگزار نشدن موسیقی در مشهد خواندم و چون میخواهم مطلبی جهت این موضوع بیان کنم ابتدا نظر ایشان را دوستان مجددا مطالعه فرمایند .
" کنسرت موسیقی، مطرب بازی است و چون تمام شهر مشهد حرم امام رضا (ع) است لذا برگزاری کنسرت در مشهد، مطرب بازی در حرم آن حضرت است. ….
... پیامبراکرم (ص) با بیان عبارت 'بین الجبلین روضه من ریاض الجنه' حدود حرم حضرت امام رضا (ع) را بین دو کوه تعیین کردند لذا محدوده حرم تنها زیر گنبد حرم مطهر رضوی و سقف رواقها و مساجد آن نیست.
ایشان در ادامه سخنانشان ادامه می دهند که : این که می گویم در مشهد کنسرت برگزار نشود از باب اعمال قدرت و دستور نیست بلکه حرف طلبگی من است چون ما با موسیقی مساله ای نداریم و در این زمینه هم هر کس پیرو مرجع تقلید خود است، اما کنسرت، مطرب بازی است.
پوستری را در فضای مجازی دیدم که افرادی خاص که برای مردم ما شناخته شده اند و تنها برای ایام خاص صدایشان شنیده می شود ، مثلا اگر هزاران میلیارد اختلاس شود و یا پروژه زمینهای نجومی گزارش شود و یا افرادی از سرما جانشان را از دست بدهند ، معمولا این افراد سکوت اختیار می کنند .حال دراین ایام همایشی را در مشهد به نام " پایان فتنه ، پایان فریب" برگزار کردند که دیدم سخنران اصلی آن جناب اقای علم الهدای هستند . حال سوال من از ایشان این است که چطور کنسرت موسیقی نمی شود در مشهد الرضا اجرا کرد ولی می شود برای اهداف سیاسی جناحی خاص همایش های آنچنانی برگزار کرد ؟ چطور فرزند یکی از تئوریسنهای انقلاب همچون شهید مطهری نمی تواند در آنجا سخنرانی کند ؟ ولی مثلا آقای بذر پاش و یا آقای عباسی که بسیار سخنرانی ایشان مورد توجه جناحی خاص است به راحتی می توانند هر گونه سخنرانی و هر گونه تهمتی که خواستند به افراد بزنند و به هیچ جا هم جوابگو نیستند می توانند آزادانه برنامه داشته باشند ؟
جناب آقای علم الهدی گناه مطرب هایی که در حرم ثامن الحج آن هم اطراف مشهد کنسرت اجرا می کنند بیشتر است یا گناه آنها که در خود حرم آقا حضرت ثامن الحج برای اهداف سیاسی خود به افراد بیگناه تهمت ناروا می زنن؟ اگر اجرای کنسرت گناهی هم داشته باشد که بعید می دانم داشته باشد ،خدا خودش می داند و آنها که کنسرت اجرا کرده اند ؛ ولی تهمت زدند در شهر امام رضا به افراد بی گناه ، و از مکان حرم به نفع جناحی خاص استفاده کردن ،می شود حق الناس ؛ انوقت آن افراد چگونه می خواهند درمقابل خدا و حضرت امام رضا (ع) جوابگوی اعمال خود باشند ؟
جناب آقای علم الهدی مردم آگاه شدند و سره را از ناسره خوب تشخیص می دهند . بگذارید اقلا مشهد برای این مردم که دیگر جایی برای آرامش ندارند تا دردل کنند و به ارامش برسند ،همان حرم اهل دل باشد . نگذارید این شهر تبدیل به جایگاه و پایگاه سیاسی برای جناحی خاص شود . چطور شما یک فضای توریستی و یک برگزاری کنسرت را اهانت به ساحت آقا امام رضا می دانید ولی برگزاری همایش های کینه توزانه افرادی خاص را مجاز؟ در این شرایط که تمام دشمنان چشم به این کشور دوختند نمی دانم چرا برخی به جای شرایط اتحاد و آرامش درکشور بیشتر مایل هستند فضا را به نفع دشمنان ملتهب کنند؛ امیدواریم که این رفتار ناخواسته باشد . خداوند از سر تقصیراتمان درگذرد .

چند وقت پیش با مانی و نامی رفتیم پارک آیینه خانه اصفهان تا روحیه ایی عوض کنند . بچه ها بازی می کردن و منم طبق معمول با گوشیم ور می رفتم . تو حال خودم بودم که ناگهان شخصی گفت : سلام اقای صلواتی .
نگاهش کردم و جواب سلامش رو دادم .
گفت : منو می شناسید ؟
گفتم : متاسفانه نه
گفت : من فلانی هستم . یادتونه به خاطر من با شهرداری منطقه.....درگیر شدید ؟
یادم افتاد سالها پیش که در یکی از مناطق شهرداری مشغول بودم .این پسر سربازیش تمام شده بود و پارکینک خانه شان را تبدیل به آرایشگاه کرده بود چندین بار از طرف شهرداری به او تذکر داده بودند که باید مغازه اش را ببندد یا پول هنگفتی را جهت تبدیل کاربری به تجاری به شهرداری واریز کند . آن زمان به تذکرات کتبی شهرداری اهمیت ندادم و خودسرانه تصمیم گرفتن این پسر کارش را انجام دهد تا بالاخره روزی چاپلوسان و جاسوسان همیشگی راپرتپم را به بالا دستیم دادند و مانند مثل قدیمی که میگفت : کافر همه را به کیش خود پندارد و فکر می کردند که من از این پسر به اصطلاح شیرینی یا زیر میزی گرفتم تا مغازه اش را باز نگه دارد ،به من تذکر دادند و مغازه پسر را بستند.
سالها از آن واقعه میگذرد .
به ان پسر گفتم : درسته یادم افتاد. حالا چه می کنی ؟
دیدم راحت و بدون هیچ ترسی حرفی را زد که بدنم را لرزاند.
گفت : در همین پارک مشغول خدمت به جوانان این مرزو بوم هستم .
گفتم : یعنی چی؟
گفت : یعنی پیچ پیچی ؛ آرد نخودچی
خندید و رفت
خواستم نقدی برای مسئولین بنویسم متوجه شدم حرفها بسیار زده شده و از حوصله من هم دیگر خارج است . گوش ها هم پر از نصیحت. تنها حرفم به متولیان و حاکمین این مرز و بوم اینست که چرخه طبیعت بسیار خطرناک است .شخصی که برای خوش خدمتی به بالا سریش با افتخار پز می داد که پارکینگ این پسر را بستیم و برای این حرکتش قانون را بهانه کرد، چگونه است که این افراد هزاران بی قانونی مسئولین همچون خودشان را نمیبینند و فقط بیچاره پسری را که سربازیش تمام شده تا برای لقمه نانی حلال پارکینگ منزلش را برای روزی حلال تبدیل به آرایشگاه کرده زیر ذره بینشان میبینند ولی آن آقا و آقازاده ایی که به راحتی و با بی قانونی به هزاران کار دست میزنند را نمیبینند . دیر نشده ، تاریخ درون خودش بسیار برایمان از عمل و عکسل العمل روایت ها گفته و ایامی فرا خواهد رسید که برخی متولیان امر که خودشان بهتر میدانند چه افرادی مد نظرم هستند، بالاخره گذر پوستشان به دباغ خانه خواهد رسید و همچون فرزند یا اطرافیانشان گذرشان از همان پارک خواهد بود و احتمال زیاد برخوردی با امثال این پسر خواهند داشت که بخواهد خدمتی به آنها کند. و نتیجه عمل اشتباه گذشته پدرانشان را در آینه رفتارش به آنها نشان دهد، این تنها یک خاطره بود که گفتم ، کاش برخی مسئولین کم کم از خواب خرگوشی بیدار شوند و ببینند نتیجه بی کفایتیشان چه به روز این کشور آورده است. باور کنید مرگ فقط برای همسایه نیست روزی به در خانه ما هم خواهد آمد ، کاش روزی فرصتی شود تا خاطره ایی دیگر از عمل و عکسل العمل برای شما عزیزان از کسی که روزگاری در سینما هزاران دختر بی گناه را به بهانه ورود به سینما بی سیرت کرد و حالا دخترانش به چه سرنوشتی دچار هستند برایتان بگویم . مولا علی (ع) چقدر زیبا در وصیتش به فرزندانش میفرماید که " هر چه برای خود میپسندید برای دیگران هم بپسندید و هر چه برای خود نمی پسندید برای دیگران هم نپسندید .